نایافت

قدرت در دستان انسان کوچک
به شرّ میانجامد.

قدرت در دستان انسان شریف
به خیر میانجامد.

قدرت در دستان «انسان فرهمند»
به «نایافت» [و بی‌سودی] میانجامد.

چون به نایافت انجامید،
پس به کار «دائو» درکوشیده است.

小人之權歸於惡。君子之權歸於善。聖人之權歸於無所得。惟無所得,所以為道。

- گوان‌یین‌دْزی (關尹子)، فصل دوم (ستون).

۱۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۰۹ ۰ نظر

رمز دُرنا در هنر شرق دور

درنایان خوش‌قدم

دُرنا، پیام‌آورِ ایزدان، «ریش‌سپیدِ اقوامِ پَردار»، سراسر "یانگ" و شمسی است و معمولاً در پیوند است با درختِ صنوبر. درنای سپیدِ خالص در «جزایرِ متبارک» و «پردیس غربی» می‌زید. نظر به آنکه سپیدِ خالص است، مرتبط است با مرتبۀ پردیسی عصمت و پاکی، و نظر به آنکه پرنده است، رمزِ تعالی و قوای آسمانی است و نیز رمزِ نفْس که از تن تواند پرید. در هنر، این پرنده اغلب همراه است با شهریاران، دانش‌پروران یا فرزانگان دائویی بزرگ.

- جین سی‌. کوپر، آشنایی با سنّت دائویی (بلومینگتون: انتشارات وُرلد ویزدم، 2010)، ص 112. (ترجمۀ فارسی این اثر به‌زودی از سوی انتشارات حکمت منتشر خواهد شد)

** نقاشی: «درنایان خوش‌قدم» (瑞鶴圖) اثر فغفور سُنگ هوئِی دْزُنگ (宋徽宗؛ 1082-1135م‍.)

۱۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۴:۴۹ ۱ نظر

دائو دِه جینگ - بند یکم

متن چینی بند یکم از دائو دِه جینگ

آن دائو که بتوانندش گفت،
«دائویِ سرمدی»  نیست.

آن نام [و نشان]  که بتوانندش نامید،
نامِ سرمدی نیست.

«بی‌نام»  مبدأِ «آسمان و زمین» است؛
«بانام»  مادرِ «دَه‌هزار موجود» است. 

پس همواره «بی‌خواهش» که باشند،
بواطن  را مشاهده کنند.

همواره «باخواهش» که باشند، 
ظواهر را مشاهده کنند. 

این دوگانه را مبدأِ صدور یکی است،
ولی نام‌ها مختلف است.
[نظر به] یگانگی، گویندش: «سرّ».  

و «سرِّ این سرّ» 
دروازۀ بواطنِ بسیار است.


- لائودْزی، دائودِه‌جینگ / ترجمه از چینی باستان،
ترجمه و تعلیقات اسماعیل رادپور، نشر زندگی روزانه

۱۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۴:۱۸ ۰ نظر

لائودزی

لائودزی

لائو دزی 老子، استاد پیر، سوار بر گاو راهیِ سفر به سوی غرب؛ نقاشی از جّانگ لُو 張路 (دودمان مینگ).

۱۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۴:۱۰ ۰ نظر

پنج مرتبۀ مقدماتی سلوک دائویی: تزکیه و تخلیۀ عقل

"شین" 心 به معنی «عقل» یا «دل»

مرتبۀ یکم: ناآرامیِ عقل بسیار است و سکون آن کم است. تفکر به ده هزار جا وابسته است. در پذیرفتن و رد کردن هیچ ثباتی ندارد. بیمناکی و تشویش، از حدّ خارج است، مانند اسبی وحشی است. این عقل عموم مردم را است.

مرتبۀ دوم: سکونِ عقل کم است و ناآرامی آن بسیار است. ناآرامی‌ها را می‌خواهد مهار کند تا آدمی سکون یابد، اما عقل هنوز آشفته است. مهار آن را سخت بتوان به دست آورد و مطیع‌اش ساخت. روی آوردن به مهار کردنِ ناآرامی‌ها، خود آغاز پی گرفتنِ دائو است. 

مرتبۀ سوم: ناآرامی و سکونِ عقل با هم برابر است. سکون عقل در ظاهر به دست آمده است، جمع و تفرقۀ عقل به‌یکسان برابر است. عقل نگرانِ ناآرامی‌هایش است. اندک اندک به پختگی روی می‌کند.

مرتبۀ چهارم: سکون عقل بسیار است و ناآرامی آن کم است. فرد در مهار کردن عقل، اندک اندک پخته می‌شود. بر نقطۀ وحدت تمرکز می‌کند، این تمرکز از دست که رود هم زود به دست می‌آید.

مرتبۀ پنجم: عقل یکسره پاک و ساکن می‌گردد. چه با مسائل برونی برخورد کند، چه فارغ باشد، ناآرام نیست. مهار کردن عقل به کمال می‌رسد. خواطر آشفته همه جمعیت می‌یابد.

 

- از فصل دوم از «نگاه‌داشتِ روانِ ایزدی و تزکیۀ جانِ زندگانی» (تْسون شِن لیَن چی مینگ 存神鍊氣銘) نبشتۀ «سی مو سوئِن» (思邀孫 ا 581-682م‍.) در جُّنگ هوآ دائو دْزانگ، 中華道藏، جلد 23، ص 146.

تصویر: نویسۀ "شین" 心 به معنی «عقل» یا «دل»

۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۰۶ ۰ نظر

سنّت دائویی

سنت دائویی کانون آیین‌های طریقتی شرق دور است که در مقام وارث «راه درون» در سنت عتیق چین، زمانی در عصر حکومت «جَّو»ی شرقی (حدوداً قرن ششم ق‍.م‍.) در بند اخلاقیات عُرفی نماند و رفته‌رفته استقلال آیینی یافت. تعالیم این سنّت گنجینه‌هایی است در علم و ادب، در ذوق و عرفان، در بحث و حکمت. بعد از گذشت قرن‌ها، هنوز چیزی چشمگیر از این گنجینه‌ها بر جستجوگران آن عوالم معنوی منکشف نگشته است. علّت مادّی آن (در میان علل چهارگانه) فراهم نبودن مطالعات جدّی دربارۀ سنّت دائویی است، خاصه در ایران‌زمین و به زبان فارسی. ناآشنایی با معارف دائویی، دیدگاه‌های نامأنوس، ترجمه‌های ناقص، شتاب‌زدگی و سبک شمردن جایگاه آیین دائویی متاسفانه سبب شده است بیشتر مطالعاتی که دربارۀ این سنت به زبان فارسی پدید آورده‌اند، دقت و جدّیت شایسته و بایسته را نداشته باشد. 

«مطالعات دائویی» در پی تعلیم ناب دائویی می‌کوشد که از سدّ نقائص مذکور بگذرد و ترجمان حقائق این سنّت باشد.

۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۰۶ ۰ نظر