فغفوران و فرهمندان

همانا تهی و ساکن و خموش و بی‌تعین ‌و بی‌کیفیت و یگانه و بی‌فعل است خاستگاه ده‌هزار موجود. با اشراقِ نورِ او به واسطۀ روی در جنوب داشتن، یائو شهریار گشت. با اشراقِ نورِ او به واسطۀ روی در شمال داشتن، شّوئِن وزیر شد. این نور برای بالانشینان، هنر و دِه‌ی فغفوران و پسر آسمان است و برای کسانی که پستی گیرند، طریقه و دائوی فرهمندان رازآمیز و فغفوران بی‌غش است [که حکومت ظاهری نداشته‌اند].

- جّوانگ‌دْزی، فصل سیزدهم.

夫虛靜恬淡,寂寞無為者,萬物之本也。明此以南鄉,堯之為君也;明此以北面,舜之為臣也。以此處上,帝王天子之德也;以此處下,玄聖素王之道也 。

۱۳ فروردين ۰۰ ، ۰۰:۴۰ ۰ نظر

سخنی در باب لفظِ گوآ در یی‌جینگ

یک: گوآ (卦) که هم به سه‌خطّی ترجمه می‌شود که هم به شش‌خطّی، نه به معنی این است و نه به معنی آن. این مفاهیم بدان سبب با این نویسه گره خورده است که در دفتر تجلّیات (یی‌جینگ) به سه‌خطّی‌ها و شش‌خطّی‌ها «گوآ» اطلاق می‌شود. امّا گوآ یعنی چه؟ معانی نویسه‌های چینی یا از نگارش آنها مشتق می‌شود، یا از آوای آنها و یا از هر دو. نه در شکلِ نگارشیِ این نویسه هیچ اشارتی به اعداد یا خطوط شده است و نه در آوای آنها. بلکه نگارش و آوای آن هر کدام به یک تمثیل مهمّ گره خورده که در مطالعات جدید یی‌جینگ تقریباً همیشه مورد غفلت واقع شده است: «شکافته شدن» و «معلّق بودن».

دو: نویسۀ گوآ از دو جزء تشکیل شده است و جزئی که معنیِ نگارشی از آن مشتق می‌شود (یعنی 卜) شکافته شدنِ لاکِ لاک‌پشت را نشان می‌دهد و از آیینی کهن حکایت می‌کند که لاکِ لاک‌پشت یا استخوان کتف احشام را در آتش می‌افکندند و در آن شکافی پدید می‌آمد که به واسطۀ نحوۀ شکافته شدن و صورتِ استخوان به معانی باطنی پی می‌بردند. در حقیقت، کلّ عالم در بدوِ خلقت (یا فطرت که دقیقاً به معنی شکافتن است) از شکافته شدن تخم‌مرغِ کیهانی پدید آمده است که به موجبِ آن، مقدورات ظهور به عرصۀ پیدایی آمده‌اند. پدید آمدن شکاف بر روی لاکِ لاک‌پشت نیز نوعی بازآفرینش است که در آن مقدوراتِ نخستین در صحیفۀ لاکِ لاک‌پشت به ظهور می‌رسند. شکافته شدن در واقع رمزی است از آنچه در یی‌جینگ بدان «دروازۀ معانیِ دائو» گفته می‌شود و لائودْزی آن را «دروازۀ همۀ بواطن» می‌خواند.

سه: جزءِ دیگر گوآ که معنی آواییِ این نویسه از آن مشتق می‌شود، 圭 (گوئِی؛ چینی میانه: کُووِی) است. بعضی تفاسیر یی‌جینگ به آوای گوآ توجّه کرده‌اند و آن را به معنی نویسۀ مشابه و هم‌آوای آن، 掛 (گوآ، چینی میانه:کُووِئَه) دانسته‌اند که به معنی معلّق و آویزان بودن است. مانند معلّق بودن میوه بر درخت و ستاره در آسمان. گفته‌اند: «ده‌هزار مُثُل (مقدورات ظهور) به هشت گوآی برتر درآویخته و معلّق‌اند». همچنان که میوه به وقت خود از بالای درخت به پایین درخت افتد، میوۀ مُثُل (شیانگ 象) نیز مطابق با تقدیرِ خود، از فراز درختِ وجود به زیر افتند و در صورتِ اعیانِ خارجی پدیدار شوند. ولی در مرتبۀ رتقِ آسمان و زمین، یعنی مقامی که آسمان و زمین «هنوز» جدا «نه»شده بودند و شکاف مذکور در میان دو نیمۀ زیرین و زبرینِ تخم‌مرغ کیهانی پدید نیامده بوده است، این مُثُل معلّق بوده و هستند. در حقیقت، وصف دقیق این مقام به «هنوز نه» (وِی 未) اشارتی رمزی است به وضعیت معلّق مُثُل.

محصول: لفظِ گوآ که در یی‌جینگ بر سه‌خطّی‌ها و شش‌خطّی‌ها اطلاق می‌شود، واجدِ دو تمثیلِ «شکافته شدن» و «معلّق بودن» است و بنا بر تفسیرِ وانگ بی بر یی‌جینگ اشاره است به «مرحله»، «مقام» یا «زمانی» که ظهوراتی چند با آن پیوند دارد. در حقیقت، گوآ «مرحله‌ای» است که به واسطۀ «انکشافِ» خاصِّ آن، مُثُلِ متعلّق به آن گوآ، از شأنیتِ «تعلیقی» خارج می‌شوند و به عرصۀ ظهور درمی‌آیند و این سیرِ ویژه از علم به عین احکامی دارد که کارِ دفترِ تجلّیات چیزی نیست جز شرح و تبیینِ آن احکام.

۱۰ فروردين ۰۰ ، ۰۳:۰۶ ۰ نظر

ظاهر، باطن و دائو

[استاد] گوان‌یین[1] به استاد لیِه‌دْزی[2] گفت:

کلام زیبا آوای زیبا دارد و کلام ناپسند آوای ناخوش. شخصی بلندقامت سایۀ بلند دارد و شخصی کوتاه‌قامت سایۀ کوتاه.
اسامی, تعیّن‌بخش آواهاست و جسم اشخاص, تعیّن‌بخش سایۀ آنها.
از اینجاست که گفته‌اند: «بر سخن خویش محتاط باش تا آن را بدانند؛ بر رفتار خویش محتاط باش تا با آن مطابقت یابند».
پس، انسان فرهمند چون برون شدن را بنگرد، به درون شدن علم یابد و چون رفتن را مشاهده کند، به آمدن علم یابد. قاعدۀ پیش‌پیش دانستن بدینجا تعلّق دارد: امتحان کردن دیگری از طریق محک زدن خویشتن.
اگر مردمان ما را دوست داشته باشند، ما هم آنان را دوست داریم و اگر از ما بیزار باشند، ما نیز چنین‌ایم.
تانگ[3] و وُو[4] جهانیان را دوست داشتند؛ اینک فغفوری! جیِه[5] و جَّو[6] از جهانیان بیزار بودند؛ آنٙک مرگ! مایۀ تدبّر اینهاست.
امّا آنکه هم محک [خویشتن] و هم امتحان [دیگری] حاصل باشد بی بهره یافتن از دائو، همچون بیرون رفتن است نه از در و دروازه [بلکه از دیوار]، و همچون سفر کردن است نه در راه راست [بلکه در بیراهه]. آیا حاصل کردن نتیجه به این شکل سخت و ناممکن نیست؟
در فضایل شّـِن‌نُنگِ صاحب آتش بنگر[7] و در کتاب‌های دودمان‌های شیا، شّانگ و جَّو تفحّص کن، و در سخن همه دانش‌پروران و اهل خرد تدبّر کن، هرگز بقا و فنا و نزول و صعودی خواهی یافت که از جانب دائو نباشد؟

- دفتر لیِه‌دْزی، فصل هشتم.


[1] دربارۀ گوان‌یین‌دْزی بنگرید به: https://t.me/Daoismir/172
[2] لیِه‌دْزی عارف پرآوازۀ دائویی که دفتر لیه‌دزی به نام اوست.
[3] شیا جیِه 夏桀 آخرین حاکم دودمان شیا که حاکمی عیاش و ستمگر بود.
[4] شّانگ جُّو 商紂 آخرین حاکم دودمان شّانگ که در ستمگری از شیا جیِه چیزی کم نداشت.
[5] شّانگ تانگ 商湯 موسس دودمان شّانگ.
[6] جَّو وُو وانگ周武王 نخستین فغفور دودمان جَّو.
[7] شِّن‌نُنگ (神農؛ دهقان مینوی) یکی از سه فغفور فرهمند نخستین دورۀ شهریاری چین، مشهور به «فغفور سرخ» و «فغفور آتش» (یان‌دی 炎帝) در میان دیگر القاب.

關尹謂子列子曰:「言美則響美,言惡則響惡;身長則影長,身短則影短。名也者,響也;身也者,影也。故曰:慎爾言,將有知之;慎爾行,將有隨之,是故聖人見出以知入,觀往以知來,此其所以先知之理也。度在身,稽在人。人愛我,我必愛之;人惡我,我必惡之。湯武愛天下,茲王;桀、紂惡天下,故亡,此所稽也。稽度皆明而不道也,譬之出不由門,行不從徑也。以是求利,不亦難乎?嘗觀之神農、有炎之德,稽之虞、夏、商、周之書,度諸法士賢人之言,所以存亡廢興而非由此道者,未之有也。」

۳۰ آبان ۹۸ ، ۱۷:۱۲ ۰ نظر

در باب سیر و سفر

بدانکه سفرها بر دو نوع است. نوع اول آنکه به دیدن مناظر زیبای کوهساران و آبها و سرخی و سبزی گل‌ها و درختان روند، یا آنکه همچون بعضی مردمان به دیدار شکوه شهرهای بزرگ خوش شوند، یا همچون بعضی دیگر از دیدن بناهای معابد و خلوت‌خانه‌ها به وجد آیند، یا همچون بعضی دیگر مشتاق ملاقات دوستان باشند، یا همچون بعضی دیگر در پی جامه‌ها و خوراک‌ها باشند. اینگونه مردمان اگرچه ده‌هزار فرسنگ سیر کنند، سفرشان حاصلی ندارد جز خستگی تن و از کف دادن توان. و اگرچه همه تماشاگه‌های زیر آسمان را بینند، چیزی نیابند جز پریشانی دل و فرسودگی جان. چنین است سیر و سفر بیهودۀ عامّۀ مردمان.

اما نوع دیگر آن است که در فطرت و طینت سیاحت کنند و در پی بواطن و اسرار روند. از کوهسارهای بلندِ دشواری‌های سلوک، صعود کنند و در پی اخذ معرفت از معلّمان، خستگی نپذیرند. از آبهای متلاطم و موّاج هوی بگذرند و سرمنزل دائو را سراغ گیرند بی‌آنکه از پا افتند، چندانکه با شنیدن کلامی از پیران، نور کامل در درون ایشان پرتو افکند. پس، امور بزرگ حیات و ممات را درک کنند و سالکِ خلوص تامّ گردند. این چنین کسان به‌واقع در سیر و سفر راستین هستند.

- پانزده گفتار وانگ چُْنگ‌یانگ در باب بنیاد نهادن تعلیم ( 重陽立教十五論)، فصل دوم.

凡遊歷之道有二:一者看山明秀,花木之紅翠。或玩州府之繁華,或賞寺觀之樓閣,或尋朋友以縱意,或爲衣食而留心。如此之人,雖然萬里之途,勞形費力,遍覓天下之景,心亂氣衰,此乃虛雲遊之人。二者參尋性命,求問妙玄。登險之高山,訪名師之不倦;度喧轟之運水,問道無厭。若一句相投,便有圓光內發。了生死之大事,作全其之丈夫。如此之人,乃真雲遊也。

۳۰ آبان ۹۸ ، ۱۷:۰۲ ۰ نظر

نام سرمدی

نامِ سرمدی چون نوزادی است که هنوز به سخن نیامده است،

و چون تخم‌مرغی است که هنوز ترک بر نداشته است،
و چون مروارید درخشنده است که هنوز در دل صدف است،
و چون گوهری است در دلِ سنگ:
در درون اگرچه تابناک است،
در برون ابلهانه می‌نماید!

- شرحِ هِه‌شّانگ گُنگ بر دفتر حق و راستی (لائودزی هِه‌شّانگ گُنگ جّانگ‌جِو 老子河上公章句)، فصل یکم.

常名當如嬰兄之未言,雞子之未分,明珠在蚌中,美玉在石間。內雖昭昭,外如頑愚。

۱۲ شهریور ۹۸ ، ۱۲:۵۱ ۰ نظر

امکان تعلیم راه جاودانگی

بعضی این شبهه را طرح کردند که آنکه در میان آدمیان کسانی چون لائو[دْزی] و پِنگ[دْزو] (彭祖)، و در میان درختان کاج و سرو [درازعمر] هستند، به سببِ طبیعتِ آنها است، پس ما چگونه با تعلیم و تعلّم بدین درازعمری دست توانیم یافت؟

بائوپُودْزی گفت: در میان دست‌کردهای کوزه‌گر بزرگ [=حضرت خالق] هیچ موجودی خردمندتر از انسان نیست. آنکه از این خردمندی اندکی بابهره باشد، در مصاف با ده‌هزار موجود فائق تواند بود، ولی آنکه به ژرفای آن راه بَرَد، به عمرِ دراز و مشاهدت دیرزی دست تواند یافت. او داروی برینِ درازعمری را درمی‌یابد، از آن می‌خورد، و جاودانه می‌شود. درازعمریِ لاک‌پشت و دُرنا را درمی‌یابد، پس از طریقۀ [تنفسِ] آنها پیروی می‌کند و دیرزی می‌گردد. کاج و سرو شاخ و برگ‌هایی دارد که آنها را از بسیاری درختان دیگر متمایز می‌کند. و لاک‌پشت و دُرنا تن و بدنی دارند که آنها را از بسیاری جانوران دیگر متمایز می‌کند. امّا لائودْزی و پِنگ‌دْزو مانند دیگر مردمان بودند و از جنسی دیگر نه، ولی به دراز عمری دست یافتند، و این به سبب آن است که ایشان به «دائو» متحقق گشتند، نه آنکه این [درازعمری] از طبیعت آنها باشد. درختان دیگر از کاج و سرو و جانوران دیگر از لاک‌پشت و دُرنا مشق نتوانند کرد، پس عمر کوتاه دارند. امّا انسان از جهتِ برخورداری از نورِ معرفت و اندیشه، راهِ لائودْزی و پِنگ‌دْزو را مشق تواند کرد و همانند آنان به درازعمری دست تواند یافت.

- از دفتر بائوپُودْزی (抱朴子؛ نوشتۀ گِه هُنگ [283-343م‍.])، بخش یکم، فصل سوم.

或人難曰:「人中之有老彭,猶木中之有鬆柏,稟之自然,何可學得乎?」抱朴子曰:「夫陶冶造化,莫靈於人。故達其淺者,則能役用萬物,得其深者,則能長生久視。知上藥之延年,故服其藥以求仙。知龜鶴之遐壽,故效其道引以增年。且夫鬆柏枝葉,與衆木則別。龜鶴體貌,與衆蟲則殊。至於彭老猶是人耳,非異類而壽獨長者,由於得道,非自然也。衆木不能法鬆柏,諸蟲不能學龜鶴,是以短折耳。人有明哲,能修彭老之道,則可與之同功矣。

۱۲ شهریور ۹۸ ، ۱۲:۴۵ ۰ نظر

دائوی آسمان (کیفیات زمان)

دائوی آسمان گِرد است و دائوی زمین چهارگوش. فغفور فرهمند از آنها مشق می‌کند و امور زِبَرین و زیرین را مستقر می‌گرداند. گرد بودن آسمان یعنی چه؟ بذروجود (جینگ 精) و جان بُخاری (چی 氣) بالتناوب صعود و نزول می‌کنند، و در چرخه‌ای بی‌وقفه می‌گردند و به هم می‌آمیزند. پس گویند دائوی آسمان گِرد است.... یک دورِ روز و شب راهی دایره‌شکل است. بیست‌وهشت منزلی که ماه در آنها می‌سپَرد و جایگاه ارّابه را به شاخ می‌پیونداند، راهی دایره‌شکل است. چرخش بذروجود در فصول چهارگانه که در یکی صعود و در یکی نزول می‌کند، و همه فصول را به هم متصل می‌گرداند، راهی دایره‌شکل است. چیزها چون می‌جنبند، می‌شکفند، و چون شکفتند، حیات می‌یابند، و چون حیات یافتند، نمو می‌کنند، و چون نمو کردند، بزرگ می‌شوند، و چون بزرگ شدند، کمال می‌یابند، و چون کمال یافتند، رو به ضعف پیش می‌روند، و چون ضعیف گشتند، می‌میرند، و چون مردند، ناپیدا می‌گردند: این نیز راهی دایره‌شکل است.

- از سالنامۀ بهار و پاییز ریش‌سپید لِو (لِوشّی چّوئِن‌چیو 呂氏春秋؛ کتاب سوم، فصل 5)، جمع‌آوری و مکتوب شده در 239 ق‍.م‍. از منابع کهن‌تر دودمان جَّو.

天道圜,地道方,聖王法之,所以立上下。何以說天道之圜也?精氣一上一下,圜周復雜,無所稽留,故曰天道圜。 ...日夜一周,圜道也。月躔二十八宿,軫與角屬,圜道也。精行四時,一上一下各與遇,圜道也。物動則萌,萌而生,生而長,長而大,大而成,成乃衰,衰乃殺,殺乃藏,圜道也。

۱۲ شهریور ۹۸ ، ۱۲:۳۸ ۰ نظر

خودبه‌خودی

مدت زمان: 2 دقیقه 8 ثانیه

سرمشق انسان، زمین است؛ 

سرمشق زمین، آسمان است؛ 

 سرمشق آسمان، دائو است؛ 

سرمشق دائو، خودبه‌خودی است.

- دائودِه جینگ، بند 25.

人法地,地法天,天法道,道法自然。

۱۸ مرداد ۹۸ ، ۱۰:۳۸ ۰ نظر

کلام اعلی

لائودْزی گفت: کلام اعلی را کاربرد اندک است
و کلام سافل را کاربرد بسیار.

کاربردِ کلام اعلی جاودانه است
و کاربردِ کلام سافل گذرا.

تنها انسان فرهمند گذرا بودن را تواند دانست.

- دفتر وِن‌دْزی، فصل سوم (وِن‌دْزی 文子 از حکمای نخستین در آیین دائویی است که در سنّت گویند مرید لائودْزی و حامل تعالیم شفاهی او بوده است).

老子曰:上言者下用也,下言者上用也,上言者常用也,下言者權用也,唯聖人為能知權。

۱۷ مرداد ۹۸ ، ۱۷:۳۱ ۰ نظر

تعالیم حکیمانۀ لائودْزی (قسمت اوّل)

تعالیم حکیمانۀ لائودْزیف قسمت یکم (نیمۀ اول) 
مدت زمان: 6 دقیقه 30 ثانیه

 

آموزه‌های حکیمانۀ لائودْزی، قسمت یکم (نیمۀ دوم)
مدت زمان: 6 دقیقه 18 ثانیه

۱۷ مرداد ۹۸ ، ۱۷:۲۲ ۰ نظر