۲۲ مطلب با موضوع «بهار دائویی» ثبت شده است

راستی

لائودزی در بند 38 گوید:

راستی اعلی راستی نمی‌ورزد، پس، واجد راستی و دِه است.
راستی اسفل از راستی ورزیدن دست نمی‌کشد، پس، فاقد راستی و دِه است.

فغفور شِوئِن‌دزُنگ در شرح گوید:

مراد از دِه وجهِ عینیِ دائوست. جّوانگ‌دزی (فصل 12) گوید: «آنچه موجودات بدان حیات یابند، آن را دِه نامند». زمانه بالا و پایین دارد و ناب و دُرد، پس، دِه و راستی را هم بالا و پایین است و اعلی و اسفل دارد. گذشته‌های دور خلوص و سادگی در کار بوده است. کاربست دِه ظاهر نبوده است، چندانکه آن را بدون دِه و راستی توان گفت، پس، گفته شد: «راستی نمی‌ورزد». و چون دِه و راستی همراه با اخلاص از بین نمی‌رود، بی‌فعل صفا را ظهور می‌بخشد، از اینجا گفته شد: «واجد راستی و دِه است».

امّا دِه و راستیِ اکتسابی رو به انحطاط می‌نهد و اندک اندک نام‌آوری و میل به کاربست پدید می‌آید. اگرچه دل محل ظهور دائو باشد، نشانه‌های درآویختن به فعلْ پیدا آید. چندانکه آن را چنگ زدن به دِه و راستی می‌توان نامید، پس گفته شد: «دست نمی‌کشد». و چون به فعل درمی‌آویزد، تکبّر در کار آید و نسبت به غیر بی‌تفاوت گردد. از اینجا گفته شد: «فاقد دِه و راستی است».

『上德不德,是以有德。下德不失德,是以無德。』 德者道之用也,莊子曰:物得以生謂之德,時有淳醨,故德有上下。上古淳樸,德用不彰,無德可稱,故云不德,而淳德不散,無為化清,故云是以有德。建德下衰,功用稍著,心雖體道,迹涉有為,執德可稱,故云不失。迹涉矜有,比上為粗,故云是以無德也。

۱۳ فروردين ۰۰ ، ۰۲:۵۷ ۰ نظر

فغفوران و فرهمندان

همانا تهی و ساکن و خموش و بی‌تعین ‌و بی‌کیفیت و یگانه و بی‌فعل است خاستگاه ده‌هزار موجود. با اشراقِ نورِ او به واسطۀ روی در جنوب داشتن، یائو شهریار گشت. با اشراقِ نورِ او به واسطۀ روی در شمال داشتن، شّوئِن وزیر شد. این نور برای بالانشینان، هنر و دِه‌ی فغفوران و پسر آسمان است و برای کسانی که پستی گیرند، طریقه و دائوی فرهمندان رازآمیز و فغفوران بی‌غش است [که حکومت ظاهری نداشته‌اند].

- جّوانگ‌دْزی، فصل سیزدهم.

夫虛靜恬淡,寂寞無為者,萬物之本也。明此以南鄉,堯之為君也;明此以北面,舜之為臣也。以此處上,帝王天子之德也;以此處下,玄聖素王之道也 。

۱۳ فروردين ۰۰ ، ۰۰:۴۰ ۰ نظر

ظاهر، باطن و دائو

[استاد] گوان‌یین[1] به استاد لیِه‌دْزی[2] گفت:

کلام زیبا آوای زیبا دارد و کلام ناپسند آوای ناخوش. شخصی بلندقامت سایۀ بلند دارد و شخصی کوتاه‌قامت سایۀ کوتاه.
اسامی, تعیّن‌بخش آواهاست و جسم اشخاص, تعیّن‌بخش سایۀ آنها.
از اینجاست که گفته‌اند: «بر سخن خویش محتاط باش تا آن را بدانند؛ بر رفتار خویش محتاط باش تا با آن مطابقت یابند».
پس، انسان فرهمند چون برون شدن را بنگرد، به درون شدن علم یابد و چون رفتن را مشاهده کند، به آمدن علم یابد. قاعدۀ پیش‌پیش دانستن بدینجا تعلّق دارد: امتحان کردن دیگری از طریق محک زدن خویشتن.
اگر مردمان ما را دوست داشته باشند، ما هم آنان را دوست داریم و اگر از ما بیزار باشند، ما نیز چنین‌ایم.
تانگ[3] و وُو[4] جهانیان را دوست داشتند؛ اینک فغفوری! جیِه[5] و جَّو[6] از جهانیان بیزار بودند؛ آنٙک مرگ! مایۀ تدبّر اینهاست.
امّا آنکه هم محک [خویشتن] و هم امتحان [دیگری] حاصل باشد بی بهره یافتن از دائو، همچون بیرون رفتن است نه از در و دروازه [بلکه از دیوار]، و همچون سفر کردن است نه در راه راست [بلکه در بیراهه]. آیا حاصل کردن نتیجه به این شکل سخت و ناممکن نیست؟
در فضایل شّـِن‌نُنگِ صاحب آتش بنگر[7] و در کتاب‌های دودمان‌های شیا، شّانگ و جَّو تفحّص کن، و در سخن همه دانش‌پروران و اهل خرد تدبّر کن، هرگز بقا و فنا و نزول و صعودی خواهی یافت که از جانب دائو نباشد؟

- دفتر لیِه‌دْزی، فصل هشتم.


[1] دربارۀ گوان‌یین‌دْزی بنگرید به: https://t.me/Daoismir/172
[2] لیِه‌دْزی عارف پرآوازۀ دائویی که دفتر لیه‌دزی به نام اوست.
[3] شیا جیِه 夏桀 آخرین حاکم دودمان شیا که حاکمی عیاش و ستمگر بود.
[4] شّانگ جُّو 商紂 آخرین حاکم دودمان شّانگ که در ستمگری از شیا جیِه چیزی کم نداشت.
[5] شّانگ تانگ 商湯 موسس دودمان شّانگ.
[6] جَّو وُو وانگ周武王 نخستین فغفور دودمان جَّو.
[7] شِّن‌نُنگ (神農؛ دهقان مینوی) یکی از سه فغفور فرهمند نخستین دورۀ شهریاری چین، مشهور به «فغفور سرخ» و «فغفور آتش» (یان‌دی 炎帝) در میان دیگر القاب.

關尹謂子列子曰:「言美則響美,言惡則響惡;身長則影長,身短則影短。名也者,響也;身也者,影也。故曰:慎爾言,將有知之;慎爾行,將有隨之,是故聖人見出以知入,觀往以知來,此其所以先知之理也。度在身,稽在人。人愛我,我必愛之;人惡我,我必惡之。湯武愛天下,茲王;桀、紂惡天下,故亡,此所稽也。稽度皆明而不道也,譬之出不由門,行不從徑也。以是求利,不亦難乎?嘗觀之神農、有炎之德,稽之虞、夏、商、周之書,度諸法士賢人之言,所以存亡廢興而非由此道者,未之有也。」

۳۰ آبان ۹۸ ، ۱۷:۱۲ ۰ نظر

نام سرمدی

نامِ سرمدی چون نوزادی است که هنوز به سخن نیامده است،

و چون تخم‌مرغی است که هنوز ترک بر نداشته است،
و چون مروارید درخشنده است که هنوز در دل صدف است،
و چون گوهری است در دلِ سنگ:
در درون اگرچه تابناک است،
در برون ابلهانه می‌نماید!

- شرحِ هِه‌شّانگ گُنگ بر دفتر حق و راستی (لائودزی هِه‌شّانگ گُنگ جّانگ‌جِو 老子河上公章句)، فصل یکم.

常名當如嬰兄之未言,雞子之未分,明珠在蚌中,美玉在石間。內雖昭昭,外如頑愚。

۱۲ شهریور ۹۸ ، ۱۲:۵۱ ۰ نظر

دائوی آسمان (کیفیات زمان)

دائوی آسمان گِرد است و دائوی زمین چهارگوش. فغفور فرهمند از آنها مشق می‌کند و امور زِبَرین و زیرین را مستقر می‌گرداند. گرد بودن آسمان یعنی چه؟ بذروجود (جینگ 精) و جان بُخاری (چی 氣) بالتناوب صعود و نزول می‌کنند، و در چرخه‌ای بی‌وقفه می‌گردند و به هم می‌آمیزند. پس گویند دائوی آسمان گِرد است.... یک دورِ روز و شب راهی دایره‌شکل است. بیست‌وهشت منزلی که ماه در آنها می‌سپَرد و جایگاه ارّابه را به شاخ می‌پیونداند، راهی دایره‌شکل است. چرخش بذروجود در فصول چهارگانه که در یکی صعود و در یکی نزول می‌کند، و همه فصول را به هم متصل می‌گرداند، راهی دایره‌شکل است. چیزها چون می‌جنبند، می‌شکفند، و چون شکفتند، حیات می‌یابند، و چون حیات یافتند، نمو می‌کنند، و چون نمو کردند، بزرگ می‌شوند، و چون بزرگ شدند، کمال می‌یابند، و چون کمال یافتند، رو به ضعف پیش می‌روند، و چون ضعیف گشتند، می‌میرند، و چون مردند، ناپیدا می‌گردند: این نیز راهی دایره‌شکل است.

- از سالنامۀ بهار و پاییز ریش‌سپید لِو (لِوشّی چّوئِن‌چیو 呂氏春秋؛ کتاب سوم، فصل 5)، جمع‌آوری و مکتوب شده در 239 ق‍.م‍. از منابع کهن‌تر دودمان جَّو.

天道圜,地道方,聖王法之,所以立上下。何以說天道之圜也?精氣一上一下,圜周復雜,無所稽留,故曰天道圜。 ...日夜一周,圜道也。月躔二十八宿,軫與角屬,圜道也。精行四時,一上一下各與遇,圜道也。物動則萌,萌而生,生而長,長而大,大而成,成乃衰,衰乃殺,殺乃藏,圜道也。

۱۲ شهریور ۹۸ ، ۱۲:۳۸ ۰ نظر

کلام اعلی

لائودْزی گفت: کلام اعلی را کاربرد اندک است
و کلام سافل را کاربرد بسیار.

کاربردِ کلام اعلی جاودانه است
و کاربردِ کلام سافل گذرا.

تنها انسان فرهمند گذرا بودن را تواند دانست.

- دفتر وِن‌دْزی، فصل سوم (وِن‌دْزی 文子 از حکمای نخستین در آیین دائویی است که در سنّت گویند مرید لائودْزی و حامل تعالیم شفاهی او بوده است).

老子曰:上言者下用也,下言者上用也,上言者常用也,下言者權用也,唯聖人為能知權。

۱۷ مرداد ۹۸ ، ۱۷:۳۱ ۰ نظر

تعالیم حکیمانۀ لائودْزی (قسمت اوّل)

تعالیم حکیمانۀ لائودْزیف قسمت یکم (نیمۀ اول) 
مدت زمان: 6 دقیقه 30 ثانیه

 

آموزه‌های حکیمانۀ لائودْزی، قسمت یکم (نیمۀ دوم)
مدت زمان: 6 دقیقه 18 ثانیه

۱۷ مرداد ۹۸ ، ۱۷:۲۲ ۰ نظر

ظهور عقل

چون عقل در اندرون یکپارچه باشد،
مکنون و پوشیده نتواند ماند:
در جلوۀ تن، دانسته،
و در رنگ پوست، نمودار خواهد شد.

هنرهای عقل: چهار رسالۀ کهن دائویی، ترجمه و تعلیقات از اسماعیل رادپور (تهران: انتشارات زندگی روزانه)، ص‍. 46، نِی‌یِه (內業)، بند 49.

全心在中,不可蔽匿。知於形容,見於膚色

۱۷ مرداد ۹۸ ، ۱۷:۰۵ ۰ نظر

یی‌جینگ

فُوشی

فُوشی 伏羲 نخستین شهریار در دوره سه فغفور فرهمند 三皇.
این نقاشی اثر «ما لین» (馬麟؛ 1180-1256م‍.) در دورۀ حکومت سُنگ است.

دفتر تجلّیات (یی‌جینگ 易經 یا جَّویی 周易؛ همچنین مشهور به دفتر تغییرات) کهن‌ترین مکتوب در شرق دور است مشتمل بر شصت و چهار فصل که هر فصل همراه است با یک تصویر (گوآشیانگ 卦象) که تصویرِ شش خط (دو سه‌خطی روی هم) است، و نامِ آن شش‌خطی (گوآمینگ 卦名)، و بیان شش‌خطی (گوآتْسی 卦辭)، و بیان هر یک از شش خط (یائوتْسی 爻辭) که همراه است با «بالهای دهگانه» (شّی‌یی 十翼) که روایات (جّوان 專) متعلّق به این کتاب است در دَه بخش.

کشفِ بنیادِ تعالیم این کتاب منسوب است به فوشی (伏羲)، نخستین فغفور فرهمند چین. در سنّت چین گویند این هشت سه‌خطی که بنیاد همه تعالیم ئی‌جینگ است، بر پُشت یک لاک‌پُشت بر فوشی کشف شده است. ئی‌جینگ دفتری است تماماً مابعدالطبیعی ولی در عین حال بنیاد همۀ علوم و فنون در شرق دور است که به هرحال در بین عامۀ مردمان به عنوان یک کتاب فال‌گیری شهرت یافته است.

سه‌خطی‌های هشتگانه (باگوآ 八卦) هشت مجموعۀ سه‌خطی است و هر سه‌خطی متشکل است از سه‌خط روی یکدیگر (نظراً از پایین به بالا).
در هر سه‌خطی، هر کدام از خطوط یا بدون گسستگی (خط پیوسته —) یانگ است، و یا خط گسسته (- -) یین است، نظر به همه نسبت‌های همبستۀ یانگ (مردانه، اثبات، نورانی، قوّت، ازلی و ...) و یین (زنانه، نفی، ظلمانی، ضعف، ابدی و ...). از ترکیبات سه‌تایی این دو خط، هشت حالت مختلف حاصل می‌شود (2*2*2)، مثلاً: - - + — + - - = ☳ یا - - + — + - - = ☵.
هر کدام از این سه‌خطی‌ها رمزاً یکی از شئون مکنون آفرینش در حضرت قابلیت اوّل است. این رموز خطی را بیش از هر چیز با عناوین انتزاعی و نیز رموز ملموس مادّی همبسته می‌کنند:

چیِن 乾 | «فاعلیت» | ☰ | با طلسم آسمان.
شِوین 巽 | «تابعیت» | ☴ | با طلسم باد.
کان 坎 | «پایین‌روندگی» | ☵ | با طلسم آب.
گِن 艮 | «ثبات» | ☶ | با طلسم کوه.
کوئِن 坤 | «قابلیت» | ☷ | با طلسم زمین.
جِّن 震 | «برانگیختگی» | ☳ | با طلسم آذرخش
لی 離 | «بالاروندگی» | ☲ | با طلسم آتش
دوئِی 兌 | «تبادل»، ☱ ، با طلسم برکه.

ترکیب دوتایی این هشت سه خطی (8*8) در شصت و چهار حالت مختلف جفت می‌تواند شد که شصت و چهار شش‌خطی (六十四卦) دفتر تغییرات باشد.

۱۶ مرداد ۹۸ ، ۲۱:۱۶ ۰ نظر

ازلیتِ دائو

لائودزی گفت:

«چیزی هست محجوب و کامل،
مقدم بر زایش آسمان و زمین». [ددج، بند 25]
طرح‌های آن بی صورت است، [ن‍.ک‍. ددج، بند 21]
بس ژرف، بس تاریک،
یکّه، تنها، بی‌ تعیّن، بی‌کران.
آوازش شنیده نمی‌شود،[ن‍.ک‍. ددج، بند 14]
«به‌اجبار اگر بخواهیمش نامید،
گفته می‌شود دائو.» [ق‍.س‍. ددج، بند 25]


دائو
چندان رفیع است که غایت نمی‌تواند داشت؛
چندان عمیق است که اندازه‌اش نتوانند گرفت؛
شکافنده و دربرگیرندۀ آسمان و زمین است؛
بخشنده و واپس گیرندۀ بی صورت است؛
[چشمه‌ای که] از ازل جاری بوده است، و همچنان می‌جوشد.
گرداب‌وار است که پُر نتواند شد، [ن‍.ک‍. ددج، بند 4]
آبی گل‌آلود که کم‌کم زلال گردد، [ن‍.ک‍. ددج، بند 15]
می‌بخشد و پایان نمی‌پذیرد،
طلوع و غروب ندارد،
در ظهور، یک کف دست را پُر نمی‌کند.

منقبض است و انبساط تواند یافت،
باطن است و ظاهر تواند شد.
نرم است و سخت تواند شد.
یین را به درون می‌کشد و یانگ را به بیرون می‌فکند.
و امر می‌کند
که سه نور [یعنی آفتاب و ماهتاب و ستارگان] بدرخشد.
که کوه‌ها برافرازد،
که ژرفاها گود گردد،
که جانوران بجنبند،
که پرندگان بپرند،
که [چین]لین [=تک‌شاخ] بجهد،
که سیمرغ اوج گیرد،
که افلاک بگردد.

تا مرده را زنده گرداند،
تا پست را بلند کند،
تا پس‌رو را پیش‌رو سازد.

- وِن‌دْزی (文子؛ از عرفای آیین دائویی کهن که در سنّت گویند مرید لائودْزی و حامل تعالیم شفاهی او بوده است)

老子曰:「有物混成,先天地生,惟象無形,窈窈冥冥,寂寥淡漠,不聞其聲,吾強為之名,字之曰道。」夫道者,高不可極,深不可測,苞裹天地,稟受無形,原流泏泏,沖而不盈,濁以靜之徐清,施之無窮,無所朝夕,表之不盈一握,約而能張,幽而能明,柔而能剛,含陰吐陽,而章三光;山以之高,淵以之深,獸以之走,鳥以之飛,麟以之遊,鳳以之翔,星曆以之行;以亡取存,以卑取尊,以退取先。

۱۶ مرداد ۹۸ ، ۰۱:۵۲ ۰ نظر