۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دائو» ثبت شده است

خودبه‌خودی

مدت زمان: 2 دقیقه 8 ثانیه

سرمشق انسان، زمین است؛ 

سرمشق زمین، آسمان است؛ 

 سرمشق آسمان، دائو است؛ 

سرمشق دائو، خودبه‌خودی است.

- دائودِه جینگ، بند 25.

人法地,地法天,天法道,道法自然。

۱۸ مرداد ۹۸ ، ۱۰:۳۸ ۰ نظر

ازلیتِ دائو

لائودزی گفت:

«چیزی هست محجوب و کامل،
مقدم بر زایش آسمان و زمین». [ددج، بند 25]
طرح‌های آن بی صورت است، [ن‍.ک‍. ددج، بند 21]
بس ژرف، بس تاریک،
یکّه، تنها، بی‌ تعیّن، بی‌کران.
آوازش شنیده نمی‌شود،[ن‍.ک‍. ددج، بند 14]
«به‌اجبار اگر بخواهیمش نامید،
گفته می‌شود دائو.» [ق‍.س‍. ددج، بند 25]


دائو
چندان رفیع است که غایت نمی‌تواند داشت؛
چندان عمیق است که اندازه‌اش نتوانند گرفت؛
شکافنده و دربرگیرندۀ آسمان و زمین است؛
بخشنده و واپس گیرندۀ بی صورت است؛
[چشمه‌ای که] از ازل جاری بوده است، و همچنان می‌جوشد.
گرداب‌وار است که پُر نتواند شد، [ن‍.ک‍. ددج، بند 4]
آبی گل‌آلود که کم‌کم زلال گردد، [ن‍.ک‍. ددج، بند 15]
می‌بخشد و پایان نمی‌پذیرد،
طلوع و غروب ندارد،
در ظهور، یک کف دست را پُر نمی‌کند.

منقبض است و انبساط تواند یافت،
باطن است و ظاهر تواند شد.
نرم است و سخت تواند شد.
یین را به درون می‌کشد و یانگ را به بیرون می‌فکند.
و امر می‌کند
که سه نور [یعنی آفتاب و ماهتاب و ستارگان] بدرخشد.
که کوه‌ها برافرازد،
که ژرفاها گود گردد،
که جانوران بجنبند،
که پرندگان بپرند،
که [چین]لین [=تک‌شاخ] بجهد،
که سیمرغ اوج گیرد،
که افلاک بگردد.

تا مرده را زنده گرداند،
تا پست را بلند کند،
تا پس‌رو را پیش‌رو سازد.

- وِن‌دْزی (文子؛ از عرفای آیین دائویی کهن که در سنّت گویند مرید لائودْزی و حامل تعالیم شفاهی او بوده است)

老子曰:「有物混成,先天地生,惟象無形,窈窈冥冥,寂寥淡漠,不聞其聲,吾強為之名,字之曰道。」夫道者,高不可極,深不可測,苞裹天地,稟受無形,原流泏泏,沖而不盈,濁以靜之徐清,施之無窮,無所朝夕,表之不盈一握,約而能張,幽而能明,柔而能剛,含陰吐陽,而章三光;山以之高,淵以之深,獸以之走,鳥以之飛,麟以之遊,鳳以之翔,星曆以之行;以亡取存,以卑取尊,以退取先。

۱۶ مرداد ۹۸ ، ۰۱:۵۲ ۰ نظر

محجوبِ کامل

دائو دِه جینگ 25چیزی هست محجوب و کامل،
مقدّم بر زایشِ آسمان و زمین.

خاموش و آرام:
قائم به خویشتن است بی دگرگونی؛
در همه جا می‌گردد و [آن را] خطری نیست؛
می‌شود که مادرِ آسمان و زمین‌اش دانند.

نام آن را نمی‌دانم،
آن را به اشارت گویند «دائو».

...

سرمشقِ انسان زمین است؛
سرمشقِ زمین آسمان است؛
سرمشقِ آسمان «دائو» است؛
و سرمشق «دائو» خودبه‌خودی است.

- دائو دِه جینگ (ترجمۀ رادپور)، از بند بیست و پنجم.


تصویر: بند 25 از «دائو دِه جینگ»، با خط «وانگ شی جّی» (王羲之؛ قرن 4 م‍.) هنرمند و نویسندۀ مشهور دودمان «جین».

۳۱ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۲۱ ۰ نظر

نویسۀ دائو

در زمان «لائو دْزی»، نویسۀ «دائو» در عرف به معنی «راه»، روش و تعلیم بوده است، و به نزدیک وی اشارت است به «حقیقة الحقایق» که البته این معنی نیز سابقه‌ای کهن در جنبه‌های طریقتی سنت عتیق چینیان داشته است. هر چیزی را حقیقتی است، و حقیقت همه «دائو» است که خود حقیقت خود است (بنگرید به بند 25 از دائو دِه جینگ). در «دائو دِه جینگ»، «دائو» به سه معنی به کار می‌رود: یکی «حقیقة الحقایق»، حقیقتی مکنون، مصدرِ همه حقایق، و مرکزی ثابت متضمن همه شئون هستی؛ یکی «راه»، طریقت فطری و طبیعی در همه امور؛ و یکی آنکه در حالت فعلی به کار رود به معنی «گفتن»، «راهبری کردن» و مانند آن.

نویسۀ دائو در زمان لائودزی

لطیفه:
نویسۀ «دائو» (道)، آنگونه که در زمان «لائو دْزی» می‌نوشته‌اند، مشتمل است بر «قَدَم» (辵؛ آخریت) و «سَر» (首؛ اولیت). نویسۀ «قدم» (辵) خود متشکل است از «حرکت» (彳؛ ظاهریت) و «توقف» (止؛ باطنیت).

۳۱ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۱۷ ۰ نظر

عقلِ عقل

"دائو" جهان را پر می‌کند،
هرکجا که مردمان هستند، هست،
ولی این مردمان نمی‌دانند.

با وارهانیدن کلمۀ یگانه در بالا، آسمان را سیاحت کنی،
و در پایین، از حدود زمین در گذری،
و بر قلمروهای نُه‌گانه چیره گردی.

وارهانیدن این لفظ چگونه است؟
[پاسخ نهفته است] در آرامیدنِ عقل.

چون عقل به‌سامان باشد،
حواسّ به‌سامان خواهند بود؛
چون عقل بیارامد،
حوّاس خواهند آرامید.
سامانِ حوّاس از عقل است؛
آرامشِ حوّاس از عقل است.

در عقل، عقلی مکنون است:
در درون عقل، عقلی دیگر هست،
و آن عقلِ عقل است.

هنرهای عقل: چهار رسالۀ کهن دائویی، ترجمه و تعلیقات از اسماعیل رادپور (تهران: انتشارات زندگی روزانه)، ص‍. 46، نِی‌یِه (內業)، بند 37-40.


- «نِی‌یِه» یا «پیشۀ درون» کتابی است باشکوه و کهن (مکتوب شده در قرن 4 ق‍.م‍.) دربارۀ آیین‌های تهذیب نفس و مهارکردن خواطر پریشان و آداب سلوک طریقتی. بنیاد تعالیم این کتاب دائویی است ولی آن را می‌باید مربوط به سنت عتیق چینیان، پیش از تکوین آیین دائویی و کنفوسیوسی دانست.

道滿天下,普在民所,民不能知也。
一言之解,上察於天,下極於地,蟠滿九州。
何謂解之在於心安?
我心治,官乃治。我心安,官乃安。
治之者心也,安之者心也;心以藏心,心之中又有心焉。

۰۸ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۷ ۰ نظر

تفسیر طریقتی شکل نویسۀ دائو 道

تفکیک اجزاء نویسۀ دائو

استاد «تْسانگ جیِه»* نویسۀ «دائو» را ابداع می‌خواست کرد از جهت اشاره به «راز پنهان و امر پوشیده»، پس آن را به صورت 道 بنگاشت. نوشتن آن از دو نقطه (丷) آغاز می‌شود، نقطۀ سمتِ چپ "یانگِ" بزرگ است، نقطۀ سمت راست "یینِ" بزرگ است، گویی کاربست نمادِ "تای جی" "یین-یانگ" است. این دو در آسمان آفتاب و ماهتاب است، در زمین خرگوش [یشمی] و کلاغ [زرّین] است، و در انسان دو چشم است، در دانش کیمیا[ی درون]، چرخش نور و برگرداندن پرتو است. سپس نمادواژۀ 一 ["ئی"؛ به معنی «یک»، «واحد»] رسمِ می‌شود که این «یک» دایرۀ وُوجی [یا غایت نیستی] است. این دایره در آسمان قدیم متعلق است به "چیِن" [یا فاعلیت]. «دفتر تغییرات» می‌گوید: «چیِن گِرد است». در آغاز آفرینش از «یک» شکست [و تَرَک خوردن] آن، آسمان بسط یافت، و دایره به 一 [خط راست به معنی «یک»] تبدیل گشت. دفتر تغییرات می‌گوید: «چیِن یک (一) است». در دفاتر مقدّس آمده: «آسمان به یک رسد تا صفاء یابد، زمین به یک رسد تا سکون یاید، انسان به یک رسد تا قدّوسیت یابد.»** در آیین کنفوسیوسی گفته می‌شود: «زبده‌اندیشی و وحدت‌اندیشی»***. در آیین بودایی گفته می‌شود: «ده‌هزار دَّرمَه به یگانگی باز می‌گردد»، در سنّت دائویی گفته می‌شود: «مبدأ را بآغوش کش و یک را بپای». سپس در زیر آن نمادواژۀ自 ["دْزی"؛ به معنی «خود»، «از خود»، «خودبه‌خود»] رسم می‌شود که به این معنی است که این دایرۀ 一 و گردی‌های آفتاب و ماهتاب همه در وجود خود شخص است. در آیین کفسیوسی گفته می‌شود: «لحظه‌ای نباید از دائو جدا بود، اگر جدا باشی، آن دیگر دائو نیست.» از ترکیب شکل بالا و پایین [که گفته شد] نمادواژۀ 首 ["شَّو"؛ به معنی «سَر»] حاصل می‌شود؛ «سَر» یعنی «سرآغاز». تمرینات دائویی آغاز و ارادۀ کاری نیک است. سپس 辶 رسم می‌شود که بمعنای حرکت و رفتن است. و چرخیدنِ چرخِ حیات و ممات کلّ مراتب وجود است. چنین است معنا و مفهوم نویسۀ «دائو 道».

- از شرح «شّوئِی‌جینگ دْزی» (水精子) بر «دفتر صفا و سکون» (چینگ‌جینگ جینگ 情靜經)

* «تْسانگ جیِه» (倉頡؛ در حدود 2650ق‍.م‍.) از اصحاب فغفور زرد است در قصص چینی که «کشف» نویسه‌های چینی را بدو منسوب می‌کنند.
** دائو دِه جینگ، بند 39، عبارات مشابه دارد.
*** شُّو جینگ، 1، 3، 13.

۱۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۲۱ ۰ نظر

دائو دِه جینگ - بند یکم

متن چینی بند یکم از دائو دِه جینگ

آن دائو که بتوانندش گفت،
«دائویِ سرمدی»  نیست.

آن نام [و نشان]  که بتوانندش نامید،
نامِ سرمدی نیست.

«بی‌نام»  مبدأِ «آسمان و زمین» است؛
«بانام»  مادرِ «دَه‌هزار موجود» است. 

پس همواره «بی‌خواهش» که باشند،
بواطن  را مشاهده کنند.

همواره «باخواهش» که باشند، 
ظواهر را مشاهده کنند. 

این دوگانه را مبدأِ صدور یکی است،
ولی نام‌ها مختلف است.
[نظر به] یگانگی، گویندش: «سرّ».  

و «سرِّ این سرّ» 
دروازۀ بواطنِ بسیار است.


- لائودْزی، دائودِه‌جینگ / ترجمه از چینی باستان،
ترجمه و تعلیقات اسماعیل رادپور، نشر زندگی روزانه

۱۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۴:۱۸ ۰ نظر