غرقه‌گاه مستور

جان‌ها و صورت‌ها و هویت‌ها یکپارچه بودند و هنوز از هم جدا نه؛ آن [وضع] را غرقه‌گاه مستور گویند. غرقه‌گاه مستور آن است که [در آن] ده‌هزار موجود در هم آمیخته بودند و هنوز از هم جدا نه.

- دفتر استاد لیِه‌دْزی (列子؛ از عرفای بزرگ دائویی قرن ۶ ق‍.م‍.)، فصل یکم.

氣形質具而未相離,故曰渾淪。渾淪者,言萬物相渾淪而未相離也。

۱۶ مرداد ۹۸ ، ۰۱:۴۸ ۰ نظر

خواست فرهمندان

انسان فرهمند خواهد که نخواهد.

- دائو دِه جینگ، بند ۶۴.

聖人欲不欲。

۱۶ مرداد ۹۸ ، ۰۱:۴۲ ۰ نظر

دربارۀ ترجمۀ دائودِه جینگ

از مقدّمۀ ترجمۀ دائودِه جینگ اثر لائودْزی، ترجمۀ اسماعیل رادپور، انتشارات زندگی روزانه، 1396 (کلیک کنید).

در این ترجمه، کوشیده‌ام که بیش از هر چیز از روی دقّت و جدّیت به متن وفادار باشم، در غوامض به تعالیم سنّتی مراجعه کنم و از به کار بستن زبانی مغلق و شاعرانه بپرهیزم. سعی کرده‌ام هر نویسۀ چینی را با یک لفظ فارسی معادل کنم و هر ترکیب دو نویسه‌ای را به عبارتی برگردانم متشکل از دو لفظ، وگرنه علائم و توضیحاتی به کار برم که تفصیل مترجم را از متن متمایز گرداند. مواردی که از این تصمیم عدول کرده‌ام اندک است. پس مثلاً در آنچه ترجمه شده است به «... دیرسال و دیرزی خواهد بود» (بند 44)، حشو و تکراری زائد در کار نیست، بلکه دو نویسۀ مربوط به دو مفهومِ مشابه، به دو لفظ مختلف ترجمه شده است با رعایت نکته‌ای برآمده از بندهای دیگر و تفاسیر که «دیرسالی» مربوط به «آسمان» یا وجه یانگ است و اشارتی است به اولیّت در زمان و «دیرزیندگی» مربوط به «زمین» یا وجه یین است و اشارتی است به آخریت در زمان.

سعی کرده‌ام ترجمه‌ای که در کنار متن عرضه می‌شود، تا آنجا که ممکن است به اصل چینی نزدیک باشد. حتّی اصطلاحات و استعارات را به معنای لفظی برگردانده‌ام، و ترجمۀ نزدیک‌تر به زبان متداول فارسی و معانی اصطلاحی را در بخش یادداشت‌ها ذکر کرده‎ام، مگر در چند جا که ترجمۀ تحت‌اللفظ به‌آسانی مفهوم نمی‌توانست بود که در این موارد هم الفاظ دقیق‌تر و نزدیک‌تر در یادداشت‌ها ذکر شده است. در ترجمه، تا آنجا که توانسته‌ام از شیوۀ بیان مجازی و صنایع ادبی پرهیخته‌ام تا اولاً در روایت متن دست نبرده باشم و ثانیاً خواننده اطمینان داشته باشد آنجا که مثلاً می‌خواند «هیچ بدبختی بزرگ‌تر از این نیست که دشمن را سبُک گیرند» (از بند 69)، به‌راستی لفظی به معنی «سبُک» (در مقابل «سنگین») در متن به کار رفته است که مجازاً به معنی «بی‌اهمیت» است.

هر بند با عنوانی مشخص شده است. این عناوین افزودۀ «هِه‌شّانگ‌گُنگ» است در تفسیری که بر دائودِه‌جینگ نوشته است. اشارات و اضافات و مترادف‌هایی که در میان علامات [ ] در متن ترجمه آمده است یا بر اساس تفاسیر سنّتی و کهن دائودِه‌جینگ است، و یا بر اساس نکات اشتقاقی و احیاناً معانی پنهان در دلِ الفاظ و شکل نوشتاریِ کهنِ نویسه‌های چینی. با این همه، ازآنجاکه قصد ما ارائۀ ترجمه‌ای نزدیک به لفظ بوده است، لازم می‌آمد که خواننده مطلع باشد که مثلاً در آنچه ترجمه شده است به «آن نام [و نشان] که بتوانندش نامید ...» چنین نیست که دو نویسه به کار رفته باشد، یکی به معنی «نام» و یکی به معنی «نشان»، بلکه در دل نویسه‌ای که معنای «نام» دارد، مفهوم «نشان» نیز هست؛ یا مطّلع باشد که در آنچه ترجمه شده است به «باوقار، چنانکه گویی مهمان [در نزد بیگانه‌ای] باشند» چنین نیست که الفاظی به معنی «در نزد بیگانه» وجود داشته باشد، بلکه نویسه‌ای که به «مهمان» ترجمه شده است، نوع خاصی مهمان است، مهمانی که به خانۀ بیگانه‌ای و ناآشنایی و حتی به خانۀ دشمن خود (مثلاً از جهت مذاکرات جنگ و صلح) می‌رود.

ادامه مطلب...
۱۵ مرداد ۹۸ ، ۰۳:۰۰ ۰ نظر

محجوبِ کامل

دائو دِه جینگ 25چیزی هست محجوب و کامل،
مقدّم بر زایشِ آسمان و زمین.

خاموش و آرام:
قائم به خویشتن است بی دگرگونی؛
در همه جا می‌گردد و [آن را] خطری نیست؛
می‌شود که مادرِ آسمان و زمین‌اش دانند.

نام آن را نمی‌دانم،
آن را به اشارت گویند «دائو».

...

سرمشقِ انسان زمین است؛
سرمشقِ زمین آسمان است؛
سرمشقِ آسمان «دائو» است؛
و سرمشق «دائو» خودبه‌خودی است.

- دائو دِه جینگ (ترجمۀ رادپور)، از بند بیست و پنجم.


تصویر: بند 25 از «دائو دِه جینگ»، با خط «وانگ شی جّی» (王羲之؛ قرن 4 م‍.) هنرمند و نویسندۀ مشهور دودمان «جین».

۳۱ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۲۱ ۰ نظر

نویسۀ دائو

در زمان «لائو دْزی»، نویسۀ «دائو» در عرف به معنی «راه»، روش و تعلیم بوده است، و به نزدیک وی اشارت است به «حقیقة الحقایق» که البته این معنی نیز سابقه‌ای کهن در جنبه‌های طریقتی سنت عتیق چینیان داشته است. هر چیزی را حقیقتی است، و حقیقت همه «دائو» است که خود حقیقت خود است (بنگرید به بند 25 از دائو دِه جینگ). در «دائو دِه جینگ»، «دائو» به سه معنی به کار می‌رود: یکی «حقیقة الحقایق»، حقیقتی مکنون، مصدرِ همه حقایق، و مرکزی ثابت متضمن همه شئون هستی؛ یکی «راه»، طریقت فطری و طبیعی در همه امور؛ و یکی آنکه در حالت فعلی به کار رود به معنی «گفتن»، «راهبری کردن» و مانند آن.

نویسۀ دائو در زمان لائودزی

لطیفه:
نویسۀ «دائو» (道)، آنگونه که در زمان «لائو دْزی» می‌نوشته‌اند، مشتمل است بر «قَدَم» (辵؛ آخریت) و «سَر» (首؛ اولیت). نویسۀ «قدم» (辵) خود متشکل است از «حرکت» (彳؛ ظاهریت) و «توقف» (止؛ باطنیت).

۳۱ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۱۷ ۰ نظر

نام

جّوانگ‌دزی (فصل سوم) گوید:

نکوکار به نام [و آوازه] نزدیک نمی‌شود،
[همچنانکه] شرور از نزدیک محکمه نمی‌گذرد.

نویسۀ مینگ به معنی نام و آوازه

為善旡近名,為惡旡近刑。

- 莊子,第三。

۳۱ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۱۳ ۰ نظر

نمودار شبکۀ درون

نمودار شبکۀ درون 內經圖

۰۸ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۹ ۰ نظر

عقلِ عقل

"دائو" جهان را پر می‌کند،
هرکجا که مردمان هستند، هست،
ولی این مردمان نمی‌دانند.

با وارهانیدن کلمۀ یگانه در بالا، آسمان را سیاحت کنی،
و در پایین، از حدود زمین در گذری،
و بر قلمروهای نُه‌گانه چیره گردی.

وارهانیدن این لفظ چگونه است؟
[پاسخ نهفته است] در آرامیدنِ عقل.

چون عقل به‌سامان باشد،
حواسّ به‌سامان خواهند بود؛
چون عقل بیارامد،
حوّاس خواهند آرامید.
سامانِ حوّاس از عقل است؛
آرامشِ حوّاس از عقل است.

در عقل، عقلی مکنون است:
در درون عقل، عقلی دیگر هست،
و آن عقلِ عقل است.

هنرهای عقل: چهار رسالۀ کهن دائویی، ترجمه و تعلیقات از اسماعیل رادپور (تهران: انتشارات زندگی روزانه)، ص‍. 46، نِی‌یِه (內業)، بند 37-40.


- «نِی‌یِه» یا «پیشۀ درون» کتابی است باشکوه و کهن (مکتوب شده در قرن 4 ق‍.م‍.) دربارۀ آیین‌های تهذیب نفس و مهارکردن خواطر پریشان و آداب سلوک طریقتی. بنیاد تعالیم این کتاب دائویی است ولی آن را می‌باید مربوط به سنت عتیق چینیان، پیش از تکوین آیین دائویی و کنفوسیوسی دانست.

道滿天下,普在民所,民不能知也。
一言之解,上察於天,下極於地,蟠滿九州。
何謂解之在於心安?
我心治,官乃治。我心安,官乃安。
治之者心也,安之者心也;心以藏心,心之中又有心焉。

۰۸ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۷ ۰ نظر

بی‌فعلی

"دائو" همواره بی‌فعل است، و او را نیست فعلی ناکرده.
دائو دِه جینگ، بند 37.

تصویر: وُو وِی (蕪為) به معنی «بی فعلی».

۰۸ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۵ ۰ نظر

جّانگ دائولینگ

جّانگ دائولینگدر کتاب «تذکرۀ جاودانان» (神仙傳) اثر «گِه هُنگ» (葛洪) چنین آمده است: «جّانگ دائولینگ» (張道陵) پیر پرآوازۀ آیین دائویی و موسس «طریق استادان آسمانی» (تیِن‌شّی دائو 天師道) در دورۀ دودمان "هان"، روزی از جهت امتحان مریدان از ایشان می‌خواهد که هر کجا رفت در پی‌اش روند. پس، از کوهی بالا می‌شود و ناگاه از پرتگاهی خود را به زیر می‌افکند، مریدان همه سراسیمه و پراکنده می‌شوند مگر دو تن، «جّائو شِّنگ» (趙昇) و «وانگ چّانگ» (王長) که به دنبال استاد از پرتگاه می‌پرند و چون کاهی به‌نرمی به زمین می‌رسند و آنجا استاد را می‌بینند که بر روی تختی از یشم سپید نشسته است و باز همه پرواز می‌کنند و می‌فرازند.

«ژِن شیُنگ» (任熊؛ عصر حکومت "چینگ") این نقاشی (مطلب پیشین) را می‌کشد. شعرِ نوشته شده بر روی نقاشی سرودۀ همو است:

投崖一千尺,
下有白玉床,
回视尘世烟苍苍。

از پرتگاه هزار فرسنگی بپر،
تختی از یشم سپید آن پایین است؛
یا بازگرد و حیات دنیا را بنگر، جز دودی تیره می‌بینی؟

* تصویر: «جّانگ دائولینگ» بر لب پرتگاه، اثر «ژِن شیُنگ» (任熊؛ 1823-1857م‍.). 

۱۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۱:۰۴ ۰ نظر