نام

جّوانگ‌دزی (فصل سوم) گوید:

نکوکار به نام [و آوازه] نزدیک نمی‌شود،
[همچنانکه] شرور از نزدیک محکمه نمی‌گذرد.

نویسۀ مینگ به معنی نام و آوازه

為善旡近名,為惡旡近刑。

- 莊子,第三。

۳۱ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۱۳ ۰ نظر

نمودار شبکۀ درون

نمودار شبکۀ درون 內經圖

۰۸ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۹ ۰ نظر

عقلِ عقل

"دائو" جهان را پر می‌کند،
هرکجا که مردمان هستند، هست،
ولی این مردمان نمی‌دانند.

با وارهانیدن کلمۀ یگانه در بالا، آسمان را سیاحت کنی،
و در پایین، از حدود زمین در گذری،
و بر قلمروهای نُه‌گانه چیره گردی.

وارهانیدن این لفظ چگونه است؟
[پاسخ نهفته است] در آرامیدنِ عقل.

چون عقل به‌سامان باشد،
حواسّ به‌سامان خواهند بود؛
چون عقل بیارامد،
حوّاس خواهند آرامید.
سامانِ حوّاس از عقل است؛
آرامشِ حوّاس از عقل است.

در عقل، عقلی مکنون است:
در درون عقل، عقلی دیگر هست،
و آن عقلِ عقل است.

هنرهای عقل: چهار رسالۀ کهن دائویی، ترجمه و تعلیقات از اسماعیل رادپور (تهران: انتشارات زندگی روزانه)، ص‍. 46، نِی‌یِه (內業)، بند 37-40.


- «نِی‌یِه» یا «پیشۀ درون» کتابی است باشکوه و کهن (مکتوب شده در قرن 4 ق‍.م‍.) دربارۀ آیین‌های تهذیب نفس و مهارکردن خواطر پریشان و آداب سلوک طریقتی. بنیاد تعالیم این کتاب دائویی است ولی آن را می‌باید مربوط به سنت عتیق چینیان، پیش از تکوین آیین دائویی و کنفوسیوسی دانست.

道滿天下,普在民所,民不能知也。
一言之解,上察於天,下極於地,蟠滿九州。
何謂解之在於心安?
我心治,官乃治。我心安,官乃安。
治之者心也,安之者心也;心以藏心,心之中又有心焉。

۰۸ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۷ ۰ نظر

بی‌فعلی

"دائو" همواره بی‌فعل است، و او را نیست فعلی ناکرده.
دائو دِه جینگ، بند 37.

تصویر: وُو وِی (蕪為) به معنی «بی فعلی».

۰۸ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۵ ۰ نظر

جّانگ دائولینگ

جّانگ دائولینگدر کتاب «تذکرۀ جاودانان» (神仙傳) اثر «گِه هُنگ» (葛洪) چنین آمده است: «جّانگ دائولینگ» (張道陵) پیر پرآوازۀ آیین دائویی و موسس «طریق استادان آسمانی» (تیِن‌شّی دائو 天師道) در دورۀ دودمان "هان"، روزی از جهت امتحان مریدان از ایشان می‌خواهد که هر کجا رفت در پی‌اش روند. پس، از کوهی بالا می‌شود و ناگاه از پرتگاهی خود را به زیر می‌افکند، مریدان همه سراسیمه و پراکنده می‌شوند مگر دو تن، «جّائو شِّنگ» (趙昇) و «وانگ چّانگ» (王長) که به دنبال استاد از پرتگاه می‌پرند و چون کاهی به‌نرمی به زمین می‌رسند و آنجا استاد را می‌بینند که بر روی تختی از یشم سپید نشسته است و باز همه پرواز می‌کنند و می‌فرازند.

«ژِن شیُنگ» (任熊؛ عصر حکومت "چینگ") این نقاشی (مطلب پیشین) را می‌کشد. شعرِ نوشته شده بر روی نقاشی سرودۀ همو است:

投崖一千尺,
下有白玉床,
回视尘世烟苍苍。

از پرتگاه هزار فرسنگی بپر،
تختی از یشم سپید آن پایین است؛
یا بازگرد و حیات دنیا را بنگر، جز دودی تیره می‌بینی؟

* تصویر: «جّانگ دائولینگ» بر لب پرتگاه، اثر «ژِن شیُنگ» (任熊؛ 1823-1857م‍.). 

۱۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۱:۰۴ ۰ نظر

خمیرۀ حکمت شرق دور

حجم: 15.9 مگابایت

تعلیمات دائویی در دائودِه جینگ

۱۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۳۴ ۰ نظر

در گذشتن از مرگ و زندگی

استاد یِو یی‌یانگ از مرگ و زندگی در می‌گذرد

[استاد] «یِو یی‌یانگ» از مرگ و زندگی در می‌گذرد:

از مرگ و زندگی می‌باید درگذشت،
برای تحقق (دِه 得) به "دائو" و عروج [به آسمان و جاودانه شدن].

با زدودن «غبار بزرگِ» روزنه‌های حوّاس است
که آگاه توانند شد بدانچه [در ازل] پیش از وجودِ صُور و فغفوران [نخستین] بوده است.
درگذشتن [از مرگ و زندگی] و تحقق [به دائو] جز این نیست،
و جاودانگی همچون تورِ بزرگی است.

- «دوازدۀ مشق معنویِ خواب از تعالیم کوهستان هوآ» (هوآشّان شّی‌ئِر شّوئِی‌گُنگ دزُنگ‌جوئِه 華山十二睡功總訣 ).

۱۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۶:۱۹ ۰ نظر

چیرگی بر ببر و اژدها

[استاد] «مائو شِوئِن‌هان» بر اژدها و ببر چیرگی می‌یابد

[استاد] «مائو شِوئِن‌هان» بر اژدها و ببر چیرگی می‌یابد:

در درون دل، جانِ زندگانی (چی 炁) را گفته‌اند «اژدها»؛
در درون تن، خمیرۀ وجود (جینگ 精) را گفته‌اند «ببر».

خشم که مهار شود، اژدها به آب‌ها باز می‌گردد؛
عواطف که مهار شود، ببر در کوه‌ها نهان می‌گردد.

ببر و اژدها که آشتی کنند،
نام تو را در شمار «جاودانان» (شیِن 仙) می‌نویسند.

- «دوازده مشق معنویِ خواب از تعالیم کوهستان هوآ» (هوآشّان شّی‌ئِر شّوئِی‌گُنگ دزُنگ‌جوئِه 華山十二睡功總訣 ).

۱۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۶:۱۴ ۰ نظر

سوار بر اژدها

جّوانگ‌دْزی (فصل سوم) گوید:

طولِ زندگی متناهی است،
و طولِ دانش نامتناهی.
متناهی را به کار نامتناهی داشتن، بلا انگیزد!

بی‌دانشی [به این سخن] همانا و
بلا انگیختن همان.

吾生也有涯,而知也旡涯。以有涯隨旡涯,殆已。已而為知者,殆而已矣!- 莊子,第三。

سوار بر اژدها

«[جاودانۀ دائویی] سوار بر اژدها» (乘龍圖)، اثر «ما یِوئِن» (馬遠؛ د. 1160-1225م‍.)

۱۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۶:۰۸ ۰ نظر

تفسیر طریقتی شکل نویسۀ دائو 道

تفکیک اجزاء نویسۀ دائو

استاد «تْسانگ جیِه»* نویسۀ «دائو» را ابداع می‌خواست کرد از جهت اشاره به «راز پنهان و امر پوشیده»، پس آن را به صورت 道 بنگاشت. نوشتن آن از دو نقطه (丷) آغاز می‌شود، نقطۀ سمتِ چپ "یانگِ" بزرگ است، نقطۀ سمت راست "یینِ" بزرگ است، گویی کاربست نمادِ "تای جی" "یین-یانگ" است. این دو در آسمان آفتاب و ماهتاب است، در زمین خرگوش [یشمی] و کلاغ [زرّین] است، و در انسان دو چشم است، در دانش کیمیا[ی درون]، چرخش نور و برگرداندن پرتو است. سپس نمادواژۀ 一 ["ئی"؛ به معنی «یک»، «واحد»] رسمِ می‌شود که این «یک» دایرۀ وُوجی [یا غایت نیستی] است. این دایره در آسمان قدیم متعلق است به "چیِن" [یا فاعلیت]. «دفتر تغییرات» می‌گوید: «چیِن گِرد است». در آغاز آفرینش از «یک» شکست [و تَرَک خوردن] آن، آسمان بسط یافت، و دایره به 一 [خط راست به معنی «یک»] تبدیل گشت. دفتر تغییرات می‌گوید: «چیِن یک (一) است». در دفاتر مقدّس آمده: «آسمان به یک رسد تا صفاء یابد، زمین به یک رسد تا سکون یاید، انسان به یک رسد تا قدّوسیت یابد.»** در آیین کنفوسیوسی گفته می‌شود: «زبده‌اندیشی و وحدت‌اندیشی»***. در آیین بودایی گفته می‌شود: «ده‌هزار دَّرمَه به یگانگی باز می‌گردد»، در سنّت دائویی گفته می‌شود: «مبدأ را بآغوش کش و یک را بپای». سپس در زیر آن نمادواژۀ自 ["دْزی"؛ به معنی «خود»، «از خود»، «خودبه‌خود»] رسم می‌شود که به این معنی است که این دایرۀ 一 و گردی‌های آفتاب و ماهتاب همه در وجود خود شخص است. در آیین کفسیوسی گفته می‌شود: «لحظه‌ای نباید از دائو جدا بود، اگر جدا باشی، آن دیگر دائو نیست.» از ترکیب شکل بالا و پایین [که گفته شد] نمادواژۀ 首 ["شَّو"؛ به معنی «سَر»] حاصل می‌شود؛ «سَر» یعنی «سرآغاز». تمرینات دائویی آغاز و ارادۀ کاری نیک است. سپس 辶 رسم می‌شود که بمعنای حرکت و رفتن است. و چرخیدنِ چرخِ حیات و ممات کلّ مراتب وجود است. چنین است معنا و مفهوم نویسۀ «دائو 道».

- از شرح «شّوئِی‌جینگ دْزی» (水精子) بر «دفتر صفا و سکون» (چینگ‌جینگ جینگ 情靜經)

* «تْسانگ جیِه» (倉頡؛ در حدود 2650ق‍.م‍.) از اصحاب فغفور زرد است در قصص چینی که «کشف» نویسه‌های چینی را بدو منسوب می‌کنند.
** دائو دِه جینگ، بند 39، عبارات مشابه دارد.
*** شُّو جینگ، 1، 3، 13.

۱۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۲۱ ۰ نظر